تبلیغات
love - ....

love

بین ما آدما چیزی نیست جز دیوارهایی كه خودمون ساختیم

Click to view full size image

من امروز خاموشم ، خاموشتر از سکوت ارغوانی بین التماس باران و کویر... و خالی تر از لحظه رسیدن به نقطه پوچی ... تنها تر از آسمان بی ستاره یک شب ابری ... امروز من غمگین ترم ، غمگین تر از دل شکسته یک غریبه هنگامی که زیر نورماه برای افسانه فردای زندگی دعا می کند... امروز تشنه ترم ، تشنه تر از تنگ خالی از آب ماهی قرمز عید ...

امروز پشیمان ترم ، پشیمان تر از گناهکاری که روی فرش نقره ای تجسم ، در حضور آفریننده شب بوها توبه می کند ... و امروز سردترم ، سرد تر از رنگ خاکستری احساس ، احساس سرد تو در آخرین هجرت نگاهت از زیر سایبان درخت بلوط خاطراتم...

امروز من آشفته ترم ، آشفته تر از پایان یک جاده متروک که روزگاری اشکهایمان رازقیها را در کنار این جاده سیراب می کرد ...

امروز مجنون ترم، مجنون تر از دیوانه ای که برای هیچ و به هیچ می خندد...

امروز معصوم ترم ، ‌معصوم تر از التماس کودکانه میخکها به دستان مهربان باغبان در زیر قطره های نور خورشید...

امروز پر صدا ترم ،‌پر صدا تر از آواز لالایی یک پدر پشت میله های زندان برای دخترش که بال بادبادکش شکسته است ...

امروز نیازمند ترم ، ‌نیازمند تر از دستان یک پروانه هنگام نوازش  زخم های یک گل سرخ...

امروز عاشق ترم ،‌عاشق تر از لحظه تداعی گل واژهای ترنم برای پیچک های باغچه همسایه...

عاشق ترم و عاشق تر می نویسم برای واژه ابتدایی یک عشق

دســـــــــتانم بوی گل میداد ، مرا به جرم گل چیدن گرفتند و محکومم کردند ، ولی هیچ کس فکر نمی کرد که شاید من گلی کاشته باشم ...!!!

چشمانـــــــم گریه کردند ، مرا به جرم عاشق کُشی گرفتند ، ولی هیچ کس فکر نمی کرد این عشق بود که اشک را مهمان چشمانم کرده بود ...!!!

فریــــــــاد آزادی سر دادم ، مرا به جرم سیاست گرفتند و بردند و اما هیچ کس فکر نمی کرد می خواستم از بند تنهایی که به دورم پیله بسته بود آزاد شوم ...!!!

لبخند شادی بر لب آوردم ، مرا به جرم مستی گرفتند و بردند و هیچ کس نمی دانست این لبخند تلخی بود به گذشته ای که هیچ وقت تکرار نخواهد شد ...!!!

زیر سقف شب آواز می خواندم ، مرا به جرم دیوانگی گرفتند و هیچ کس فکر نمی کرد من برای ستاره ها آواز می خواندم تا راه را باز کنند و من خدا را ببینم ...!!!

فریــــــــــاد زدم دوســــــــــتت دارم ، مرا به جرم اِفشاگری گرفتند و بردند ولی هیچ کس نمی دانست این آخرین فریــــــــــــــاد من است ...!!! >>>   ( دوســـــــــــــــتت دارم )


نوشته شده در یکشنبه 23 اسفند 1388 ساعت 06:37 ب.ظ توسط ستاره نظرات | |